نوآوری اجتماعی و تابآوری؛ پیوندی برای ساختن جوامع پایدار
در جهان امروز، جوامع با بحرانها و تغییرات پیچیدهای مانند نابرابری اجتماعی، بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، تحولات فناوری، سالمندی جمعیت و افزایش آسیبهای اجتماعی روبهرو هستند. در چنین شرایطی، توسعه پایدار تنها با تکیه بر منابع اقتصادی یا سیاستهای سنتی امکانپذیر نیست. جوامع برای ادامه مسیر رشد به ظرفیتهایی نیاز دارند که امکان سازگاری، یادگیری، همکاری و حل خلاقانه مسائل را فراهم کنند. در این میان، «نوآوری اجتماعی» و «تابآوری یا resiliency» دو مفهوم کلیدی برای فهم و ساختن جوامع پایدار هستند.
نوآوری اجتماعی به ایدهها، فرایندها، خدمات و مدلهای تازهای اشاره دارد که برای پاسخ مؤثرتر به نیازهای اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی ایجاد میشوند. نوآوری اجتماعی الزاماً یک فناوری جدید نیست. ایجاد یک شبکه محلی برای حمایت از سالمندان، طراحی برنامهای برای کاهش ترک تحصیل، توسعه یک مدل مشارکتی برای مدیریت محله یا ایجاد فرصتهای تازه برای کارآفرینی اجتماعی نیز میتواند نوآوری اجتماعی محسوب شود. ویژگی اصلی نوآوری اجتماعی آن است که از یک مسئله واقعی اجتماعی آغاز میشود و برای آن راهحلی کاربردی، مشارکتی و قابل توسعه ارائه میکند.
تابآوری یا resiliency نیز به ظرفیت افراد، خانوادهها، سازمانها و جوامع برای مواجهه با بحران، سازگاری با تغییر، حفظ عملکردهای اساسی، یادگیری از تجربه و بازسازی ظرفیتهای خود اشاره دارد. تابآوری یا resiliency صرفاً تحمل مشکلات یا بازگشت به شرایط قبل از بحران نیست. جامعه تابآور جامعهای است که میتواند تغییرات را شناسایی کند، منابع خود را فعال سازد، از تجربههای گذشته بیاموزد و در صورت نیاز شیوههای جدیدی برای ادامه مسیر ایجاد کند. بنابراین، تابآوری یا resiliency یک فرایند پویا و مستمر است.
پیوند نوآوری اجتماعی و تابآوری یا resiliency در همین نقطه شکل میگیرد. بحرانها زمانی میتوانند جامعه را تضعیف کنند که روشهای موجود برای پاسخگویی به آنها ناکارآمد باشند. نوآوری اجتماعی امکان تولید راهحلهای تازه را فراهم میکند و تابآوری یا resiliency ظرفیت استفاده، توسعه و پایدارسازی این راهحلها را افزایش میدهد. به همین دلیل، این دو مفهوم را نمیتوان کاملاً جدا از یکدیگر بررسی کرد. نوآوری اجتماعی میتواند یکی از موتورهای تقویت تابآوری یا resiliency باشد و تابآوری یا resiliency نیز زمینه لازم برای تداوم نوآوری اجتماعی را ایجاد میکند.
یکی از مهمترین عناصر این پیوند، سرمایه اجتماعی است. اعتماد، مشارکت، همکاری، ارتباطات اجتماعی و احساس تعلق، ظرفیت جامعه برای اقدام جمعی را افزایش میدهند. هنگامی که مردم در شناسایی مسائل و طراحی راهحلها مشارکت دارند، تنها یک خدمت جدید تولید نمیشود؛ شبکهای از روابط، اعتماد و مسئولیت مشترک نیز شکل میگیرد. این شبکهها در زمان بحران به منابع مهم تابآوری یا resiliency تبدیل میشوند. بنابراین، نوآوری اجتماعی میتواند همزمان یک مسئله اجتماعی را هدف قرار دهد و سرمایه اجتماعی را نیز تقویت کند.
نوآوری اجتماعی در حوزه اقتصاد نیز اهمیت فراوانی دارد. جوامعی که به یک منبع درآمد، یک صنعت یا تعداد محدودی فرصت اقتصادی وابستهاند، معمولاً در برابر شوکهای اقتصادی آسیبپذیرتر هستند. کارآفرینی اجتماعی، تعاونیهای محلی، مدلهای کسبوکار اجتماعی، آموزش مهارتهای جدید و اقتصاد مشارکتی میتوانند منابع درآمد و فرصتهای اقتصادی را متنوع کنند. این تنوع، ظرفیت سازگاری جامعه با تغییرات اقتصادی را افزایش میدهد و به تقویت تابآوری اقتصادی یا resiliency اقتصادی کمک میکند.
در حوزه سلامت و رفاه اجتماعی نیز پیوند نوآوری اجتماعی و تابآوری یا resiliency بسیار مهم است. بسیاری از مسائل سلامت فقط با خدمات درمانی حل نمیشوند و به آموزش، روابط اجتماعی، شرایط اقتصادی، محیط زندگی و حمایت اجتماعی وابستهاند. خدمات سلامت جامعهمحور، شبکههای حمایت اجتماعی، آموزش همتایان و مدلهای مشارکتی مراقبت میتوانند نمونههایی از نوآوری اجتماعی باشند. چنین رویکردهایی ظرفیت جامعه برای مدیریت فشارهای اجتماعی و حفظ کیفیت زندگی در شرایط دشوار را افزایش میدهند.
تابآوری یا resiliency فرهنگی نیز بخشی مهم از این فرایند است. هویت فرهنگی، زبان، هنر، آیینها، حافظه تاریخی و دانش بومی میتوانند منابع مهمی برای سازگاری اجتماعی باشند. نوآوری اجتماعی میتواند این منابع را با نیازهای جدید جامعه پیوند دهد. استفاده از دانش بومی برای مدیریت منابع، بهرهگیری از هنر در آموزش و توانمندسازی، احیای صنایع فرهنگی و طراحی برنامههای اجتماعی مبتنی بر میراث محلی، نمونههایی از پیوند نوآوری با تابآوری یا resiliency فرهنگی هستند. در این رویکرد، نوآوری به معنای کنار گذاشتن گذشته نیست؛ بلکه به معنای بازآفرینی ظرفیتهای ارزشمند گذشته برای پاسخ به نیازهای امروز است.
محله نیز یکی از مناسبترین سطوح برای توسعه نوآوری اجتماعی و تابآوری یا resiliency محسوب میشود. مسائل اجتماعی در مقیاس محلی بهتر دیده میشوند و راهحلهای محلهمحور امکان مشارکت مستقیم مردم را افزایش میدهند. گروههای داوطلبانه، کسبوکارهای محلی، نهادهای مدنی، مراکز آموزشی و شبکههای همیاری میتوانند اجزای یک اکوسیستم نوآوری اجتماعی در محله باشند. هرچه این شبکهها فعالتر و مشارکت شهروندان بیشتر باشد، ظرفیت تابآوری یا resiliency اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.
فناوریهای دیجیتال نیز فرصتهای جدیدی برای توسعه نوآوری اجتماعی فراهم کردهاند. پلتفرمهای مشارکت اجتماعی، آموزش آنلاین، شبکههای ارتباطی، دادههای اجتماعی و خدمات دیجیتال میتوانند شناسایی مسائل و دسترسی به راهحلها را سریعتر کنند. با این حال، فناوری بهتنهایی عامل تابآوری یا resiliency نیست. اثربخشی فناوری به دسترسی عادلانه، سواد دیجیتال، زیرساخت مناسب و توانایی جامعه برای استفاده مؤثر از آن وابسته است. در نتیجه، نوآوری دیجیتال باید در خدمت نیازهای واقعی جامعه قرار گیرد.
یکی دیگر از عناصر مشترک میان نوآوری اجتماعی و تابآوری یا resiliency، یادگیری است. هیچ راهحل اجتماعی از ابتدا کامل نیست. نوآوری به آزمون، بازخورد، ارزیابی و اصلاح نیاز دارد. جامعه تابآور نیز از تجربه بحرانها یاد میگیرد و ظرفیتهای خود را بر اساس این تجربهها بهبود میدهد. بنابراین، فرهنگ یادگیری جمعی میتواند به یکی از پایههای اصلی جوامع پایدار تبدیل شود. جامعهای که از تجربههای خود استفاده میکند، در مواجهه با بحرانهای آینده آمادهتر خواهد بود.
برای توسعه این رویکرد، همکاری میان دولت، دانشگاه، سازمانهای مردمنهاد، رسانهها، کسبوکارها و شهروندان ضروری است. دانشگاه میتواند دانش و ارزیابی علمی فراهم کند، دولت بستر سیاستی و نهادی ایجاد کند، سازمانهای اجتماعی نیازهای واقعی مردم را شناسایی کنند، بخش خصوصی منابع و مدلهای اقتصادی در اختیار بگذارد و رسانهها فرهنگ مشارکت و یادگیری اجتماعی را تقویت کنند. چنین همکاریای میتواند ایدههای نوآورانه را از سطح پروژههای محدود به سطح سیاستگذاری و توسعه اجتماعی ارتقا دهد.
در نهایت، نوآوری اجتماعی و تابآوری یا resiliency دو مسیر مکمل برای ساختن جوامع پایدار هستند. نوآوری اجتماعی، راههای تازهای برای حل مسائل اجتماعی ارائه میدهد و تابآوری یا resiliency، ظرفیت جامعه را برای سازگاری، یادگیری و ادامه مسیر افزایش میدهد. جامعه پایدار جامعهای نیست که هرگز با بحران مواجه نشود؛ جامعه پایدار جامعهای است که بتواند بحران را بشناسد، از آن بیاموزد، ظرفیتهای خود را بازسازی کند و برای آینده راهحلهای تازه بسازد.
از این منظر، آینده توسعه اجتماعی به توان جوامع برای ترکیب نوآوری، مشارکت، سرمایه اجتماعی و تابآوری یا resiliency وابسته است. هرچه افراد، سازمانها و نهادهای اجتماعی در تولید راهحلها مشارکت بیشتری داشته باشند، ظرفیت جامعه برای مواجهه با تغییر نیز افزایش خواهد یافت. نوآوری اجتماعی زمانی پایدار میشود که به نیاز واقعی مردم پاسخ دهد و تابآوری یا resiliency زمانی تقویت میشود که جامعه بتواند پیوسته یاد بگیرد و نوآوری کند. این پیوند میتواند یکی از مهمترین پایههای ساختن جامعهای هوشمند، مشارکتمحور، سازگار و پایدار در آینده باشد.








پاسخ دهید