عبدالرضاآرمانده
با نزدیک شدن به انتخابات شوراهای شهر و روستا،
پروندههای تخلفات گذشته اعضای شورا و نوچههایشان به فراموشی سپرده شده است.
سوالات بیشمار مردم هنوز بیپاسخ مانده است: «چه شد؟ کجا رفت پروندهها؟ چرا رها شد؟»
عدم آگاهسازی مدیران از وضعیت قضایی تحت تعقیب این افراد، شرایط سوءاستفاده دوباره را مهیا کرده است.
سکوت نهادهای نظارتی و کمتوجهی به پروندهها، اعتماد عمومی را به شدت کاهش داده است.
مردم میبینند که حتی تخلفات آشکار بدون پیگیری و اطلاعرسانی به مسئولان ادامه پیدا میکند.
این فراموشی، انگیزه فرصتطلبان برای ورود به شوراها و سوءاستفاده از رانت را افزایش داده است.
شوراها به جای بازوی خدمترسان، به عرصهای برای فساد شخصی و باندی تبدیل شدهاند.
شکاف بین مردم و نهادهای نظارتی روزبهروز عمیقتر میشود.
چرا شورای نگهبان و نهادهای نظارتی اجازه ورود چنین افرادی را میدهند؟
آیا معیارهای صلاحیت به درستی اجرا میشوند یا فشارهای سیاسی و اقتصادی بر روند نظارت غالب است؟
تعلل در پاسخگویی و سکوت مسئولان، افکار عمومی را بیاعتماد و نومید کرده است.
این وضعیت سرمایه اجتماعی کشور را کاهش و مشارکت واقعی مردم را تضعیف میکند.
عدم اطلاعرسانی به مدیران، زمینه تکرار تخلفات و سوءاستفاده در دورههای بعدی را فراهم کرده است.
فراموشی پروندهها و سکوت مسئولان، انگیزه افراد صادق را کم و فرصتطلبان را جسورتر کرده است.
هرگونه مسکوت گذاشتن تخلفات، به نهادینه شدن فساد و رانتخواری دامن میزند.
مردم باید بدانند چه کسانی مسئول رهاشدن پروندهها هستند و چرا شفافیت نادیده گرفته شده است.
سکوت و بیتوجهی، بزرگترین هدیه به فرصتطلبان و خطرناکترین تهدید برای اعتماد عمومی است.
اگر نهادهای نظارتی وظایف خود را انجام ندهند، انتخابات شوراها به عرصه فساد و سوءاستفاده سیستماتیک تبدیل خواهد شد.
بیتوجهی و فراموشی، پیام واضحی به جامعه میدهد: «قدرت بدون پاسخگویی، رانت و فساد را پرورش میدهد.»











پاسخ دهید