تاب‌آوری در مدارس

تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است.
تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است.

تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است.
تاب‌آوری در مدارس به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ابعاد رشد فردی و اجتماعی در دهه‌های اخیر مورد توجه روان‌شناسان، برنامه‌ریزان آموزشی و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. کتاب «Resiliency in Schools» که در سال ۲۰۰3 منتشر شده، از نخستین آثاری است که تاب‌آوری را نه‌تنها در سطح فردی، بلکه در سطح مدرسه به‌عنوان یک سیستم پویا و تأثیرگذار توضیح می‌دهد.

کتاب «تاب‌آوری در مدارس: ممکن ساختن آن برای دانش‌آموزان و معلمان» نوشته نان هندرسون و مایک میلستین و با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی و عفت حیدری، یکی از آثار بنیادین در حوزه تاب‌آوری تحصیلی و آموزشی است.

اهمیت این نگاه در آن است که تاب‌آوری را فقط ویژگی شخصی یک دانش‌آموز نمی‌داند، بلکه آن را نتیجه تعامل ساختار مدرسه، سبک‌های آموزشی، ارتباطات انسانی، جو روان‌شناختی و نقش حرفه‌ای معلمان معرفی می‌کند. این کتاب پس از انتشار، مبنای طراحی برنامه‌های مداخله و سیاست‌های پیشگیرانه بسیاری در حوزه مدارس شد و همچنان یکی از منابع معتبر درباره تاب‌آوری دانش‌آموزان و معلمان به‌شمار می‌رود.

در این متن تلاش می‌شود محتوای اصلی کتاب با زبان ساده، دقیق و متکی بر رویکرد علمی بازنویسی، تحلیل و یکپارچه‌سازی شود تا تصویری روشن از چیستی تاب‌آوری در مدارس، عوامل شکل‌دهنده آن، نقش معلمان، نقش ساختار مدرسه و پیامدهای فردی و نهادی آن ارائه گردد. در عین حال، متن به‌گونه‌ای تنظیم شده که برای پژوهشگران، دانشجویان رشته‌های روان‌شناسی، علوم تربیتی و مدیریت آموزشی کاربرد پژوهشی و استنادی داشته باشد.

تاب‌آوری در مدارس قبل از هر چیز به معنای توانایی دانش‌آموزان و معلمان برای کنار آمدن با چالش‌ها، فشارهای تحصیلی، تنش‌های اجتماعی، مشکلات خانوادگی و وضعیت‌های ناگهانی است؛ اما در این کتاب، تاب‌آوری صرفاً به معنای مقابله با بحران‌ها نیست، بلکه مسیری برای رشد، موفقیت، انگیزش و شکوفایی بالقوه‌ها معرفی می‌شود. نویسندگان کتاب تأکید می‌کنند که مدرسه می‌تواند محیطی باشد که به شکل سیستماتیک تاب‌آوری را تقویت یا تضعیف می‌کند. این یعنی تاب‌آوری یک محصول تصادفی نیست، بلکه یک فرآیند تربیتی قابل برنامه‌ریزی است.

کتاب سه استدلال اصلی را مطرح می‌کند.

نخست اینکه تاب‌آوری نتیجه یک‌سری قابلیت‌های فردی مانند مهارت حل مسئله، خودتنظیمی، اعتمادبه‌نفس و امیدواری است.

دوم اینکه محیط مدرسه، شامل روابط معلم و دانش‌آموز، سبک مدیریت کلاس، فرهنگ مدرسه و روش‌های یادگیری، می‌تواند این قابلیت‌ها را تقویت یا تخریب کند.

سوم و مهم‌تر اینکه تاب‌آوری را می‌توان آموزش داد و در سطح کل نظام مدرسه نهادینه کرد.

نویسندگان کتاب تاب‌آوری را یک فرایند پویا می‌دانند که از تعامل مستمر عوامل فردی و محیطی شکل می‌گیرد. این نکته یک تغییر پارادایم مهم نسبت به دیدگاه‌های سنتی است. در گذشته تصور می‌شد تاب‌آوری نوعی «سرسختی ذاتی» است که برخی کودکان به‌طور طبیعی دارند و برخی ندارند. اما در این کتاب استدلال می‌شود که تاب‌آوری مانند یک مهارت قابل پرورش است و مدرسه مهم‌ترین محیط برای این پرورش است؛ زیرا بخش عمده زمان بیداری نوجوانان در مدرسه سپری می‌شود و کیفیت تجربه‌های آموزشی نقش کلیدی در شکل‌گیری مهارت‌های روانی دارد.

در بخش مربوط به دانش‌آموزان، کتاب نشان می‌دهد که مهارت‌های کلیدی از جمله خودکارآمدی، هدف‌گذاری، مهارت حل مسئله، ارتباط مؤثر و انعطاف‌پذیری شناختی، بیشترین نقش را در تاب‌آوری دارند. این مهارت‌ها سبب می‌شود دانش‌آموز در برابر استرس‌های تحصیلی مانند امتحانات، رقابت‌ها، شکست‌ها یا فشارهای والدین پایداری بیشتری داشته باشد. اما نکته مهم‌تر این است که این مهارت‌ها پیش‌بینی‌کننده مستقیم موفقیت تحصیلی، سلامت روان، انگیزش درونی و سازگاری اجتماعی هستند.

نویسندگان کتاب توضیح می‌دهند که بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل تجربه‌های سخت خانوادگی، فقر، تبعیض یا تبعات مشکلات اجتماعی وارد مدرسه می‌شوند. مدرسه برای این کودکان تنها یک فضای آموزشی نیست، بلکه نظامی حمایتی برای ایجاد حس امنیت، اعتماد، شایستگی و امید است. بنابراین توسعه تاب‌آوری در مدارس نه‌تنها به پیشرفت تحصیلی کمک می‌کند، بلکه نوعی عدالت آموزشی را نیز برقرار می‌کند.

در بخش مربوط به معلمان، کتاب به یکی از مغفول‌ترین ابعاد تاب‌آوری اشاره می‌کند: تاب‌آوری حرفه‌ای. معلمان در مواجهه با فشارهای متعدد، از تراکم کلاس گرفته تا چالش‌های رفتاری دانش‌آموزان یا انتظارات والدین، بیش از هر گروه دیگری نیازمند تاب‌آوری هستند. در این کتاب نشان داده می‌شود که معلم تاب‌آور نه‌فقط از نظر عملکرد کلاسی مؤثرتر است، بلکه یک عامل محافظتی کلیدی برای تاب‌آوری دانش‌آموزان به‌حساب می‌آید. به بیان دیگر، یک معلم فرسوده و مستأصل به‌سختی می‌تواند دانش‌آموزی تاب‌آور تربیت کند.

تاب‌آوری معلمان شامل توانایی مدیریت هیجان‌ها، حفظ انگیزه کاری، ایجاد مرزهای حرفه‌ای سالم، استفاده انعطاف‌پذیر از روش‌های تدریس و برخورد سازنده با شکست‌هاست. کتاب توضیح می‌دهد که معلمان تاب‌آور معمولاً چهار ویژگی دارند: احساس معنا در کار، روابط حمایتی با همکاران، مهارت حل مسئله و توانایی بازیابی سریع انرژی روانی. این ویژگی‌ها نه‌تنها عملکرد فردی معلمان را افزایش می‌دهد، بلکه فرهنگ مدرسه را به سمت همکاری، آرامش، امید و کارآمدی هدایت می‌کند.

یکی از بخش‌های کلیدی کتاب مفهوم «مدرسه تاب‌آور» است. منظور از مدرسه تاب‌آور، سیستمی است که توانایی پاسخ‌گویی مؤثر به چالش‌ها، حفظ عملکرد آموزشی، سازگاری با تغییرات و بهبود مستمر را دارد. کتاب تأکید می‌کند که تاب‌آوری مدرسه فقط در بحران‌ها مهم نیست، بلکه در مدیریت روزمره نیز نقشی اساسی دارد. یک مدرسه تاب‌آور برای تغییرات برنامه درسی، مخاطرات اقتصادی، مسائل رفتاری دانش‌آموزان، نیازهای آموزشی ویژه یا تحولات اجتماعی، ساختاری انعطاف‌پذیر ایجاد می‌کند.

مدرسه تاب‌آور معمولاً دارای فرهنگ مثبت، رهبری مشارکتی، ارتباطات روشن، حمایت روانی از کارکنان، مشارکت فعال خانواده‌ها و برنامه‌ریزی مبتنی بر داده‌هاست. در چنین مدارسی فضای روانی از تنش، رقابت بیمارگونه و ترس فاصله می‌گیرد و به سمت امید، همکاری و احساس پیشرفت حرکت می‌کند. هنگامی که دانش‌آموزان و معلمان احساس امنیت روانی می‌کنند، یادگیری و تدریس نیز به‌صورت طبیعی عمیق‌تر می‌شود.

کتاب در ادامه به این می‌پردازد که چگونه مدرسه می‌تواند تاب‌آوری را «قابل عمل» و «قابل اجرا» کند. نویسندگان معتقدند که تاب‌آوری باید بخشی از طراحی آموزشی مدرسه باشد، نه مجموعه‌ای از فعالیت‌های پراکنده. این یعنی برنامه درسی، آموزش معلمان، شیوه‌های مدیریت کلاس، ساختار ارتباطات و نظام حمایتی مدرسه باید هم‌زمان در جهت تقویت تاب‌آوری حرکت کنند. برای نمونه، تنها آموزش مهارت حل مسئله به دانش‌آموز کافی نیست؛ بلکه معلمان نیز باید در فرایند حل مسئله مشارکت دانش‌آموزان را تقویت کنند و مدیران نیز باید فضای مدرسه را به سمت تشویق تجربه‌های جدید و پذیرش خطا هدایت کنند.

کتاب سه مؤلفه عملی ارائه می‌دهد: ایجاد روابط مؤثر، ایجاد انتظارات بالا و حمایت‌گرانه، و ارائه فرصت برای مشارکت معنادار. این سه مؤلفه شالوده رویکرد تاب‌آوری در مدرسه هستند.

روابط مؤثر یعنی ارتباط مثبت، اعتمادآفرین و بدون تهدید میان معلمان و دانش‌آموزان. انتظارات بالا یعنی اینکه مدرسه باور داشته باشد همه دانش‌آموزان قابلیت موفقیت دارند و باید در این مسیر تشویق شوند. مشارکت معنادار نیز یعنی دانش‌آموزان نقش فعال در یادگیری و تصمیم‌گیری‌های مدرسه داشته باشند.

این سه مؤلفه بستر رشد مهارت‌های فردی دانش‌آموزان را فراهم می‌کند و احساس ارزشمندی، خودکارآمدی و انگیزه درونی را تقویت می‌کند. به علاوه، معلمان نیز در این فضا احساس می‌کنند نقش آنان معنا دارد و تلاش آنان دیده می‌شود؛ بنابراین تاب‌آوری شخصی و حرفه‌ای آنان افزایش می‌یابد.

در نهایت، کتاب توضیح می‌دهد که تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است. تاب‌آوری زمانی به یک ویژگی پایدار تبدیل می‌شود که در تصمیم‌گیری‌ها، روابط انسانی، شیوه‌های تدریس، مدیریت مدرسه و فرهنگ روزمره ریشه بدواند. چنین مدرسه‌ای نه‌تنها دانش‌آموزانی مقاوم و خلاق تربیت می‌کند، بلکه معلمانی توانمند، متعهد و آماده رشد پرورش می‌دهد.

 

 

تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است.
تاب‌آوری در مدارس یک مقصد نیست، بلکه یک حرکت دائمی است.